نصف ماه رمضون گذشت ما همونی که بودیم هستیم …
پس رفت داشتم … که پیش رفت نداشتم.
هرچی هم سعی می کنم نمیشه … نمیدونم … شاید خودم نمی خوام … !
بگذریم …
اولین پستمه تو اینجا … از این به بعد نِت نوشت رو اینجا بخونید !
فقط خواستم بگم به بهانه ی جشنواره رادیویی تسنیم2 نشتسم سوره ی انسان رو خوندم (زیاد نیست، 33 تا آیه ست) … اما بهشت خدا هم عجب جاییه ها … طلبه شدم یه سر بزنم ![]()
توصیه می کنم حتما بخونیدش … اگرم خوندین و اثری خلق کردین … خبرم کنید ببینم یا بشنوم یا بخونمش
پ ن 1: متن سوره انسان اینجا، ترجمه فارسی سوره انسان رو از اینجا و ترجمه انگلیسی رو می تونید از اینجا مطالعه کنید.(اگه بیشتر از 10 دقیقه وقتتونو گرفت … با من طرف حسابین
)
پ ن 2: الان که دارم اینو می نویسم … راستش از تو حیاط اومدم … حسابی دلم گرفته بود … یه نگاه به ماه کردم دیدم تقریبا کامله … از شما چه پنهون هر وقت ماه کامل باشه بهش خیره که می شم هر چیزیو که دوست داشته باشمو توش می بینم … اما این بار … شاید نبود یا من نتونستم یا … خلاصه بگم … هنوزم … (اوضاع خوشی ندارم
)
پ ن 3: انتقال نت نوشت به اینجا رو خیلی وقت پیش تو برنامه هام داشتم … راستش چون به وردپرس ایمان کامل داشتم این کارو کردم و کل مطالبم رو دوباره اینجا گذاشتم … خلاصه … همین
سلام؛
خونه جديد مبارك صاحب خونه باشه إن شاء الله
راستي در مورد جملات اولت، بايد بهت هشدار بدم كه تا وقتي هي به خودت بگي “من اين ماه پيشرفت نداشتم” و امثالهم، به قول خودت آدمبشو نخواهي بود!!
ما مرديم نتونستيم به اين علي بگيم دنيا زيباتر از اوني هست كه از پشت اون عينك ته استكانيت ميبيني!!