نِت نوشت

یادداشت های درهم علی پوربافرانی

ای … !

حرف هام این بار هیچ کدوم بدرد نوشتن نمی خوره !
همین !


گفتم ای عشق بیا تا که بسازی مارا
یا نه ویرانه کنی ساخته ی دنیا را
گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی شب عاشق ها را
حیف از امروز که بی عشق شب آمد ای عشق
کاش خورشید تو آغاز کند فردا را

پ ن: کی میدونه کیه … از کجا میاد … چی کار میکنه … !
بعد نوشت: اینو دیدم گفتم بزارم … شاید بی ربط نباشه !

تا کنون 5 نظر داده شده »

  فکر نو wrote @

علی آقا هنوز منبع و مصدرش کشف نشده !
فرض محال هم هیچ کی هم حاضر نیست به عنوان “کاشف عشق” اسمشو جار بزنن چون بعدش میدونی چی میشه دیگه !!!
ولی پدیده ی عجیب و خشن و دوست داشتنی و مرموز و سریشیه!
مثل هیچی نیست اما همه چی هست خلاصه بدا به حالت اگه گرفتارش شدی و خوش به حالت اگه پیداش کردی …. یه ریزه با هم فرق داره
عزیز باشی عزیز !

  abolfazl wrote @

گفتم شاید این هم بی ربط نباشه:
عاشق و رند و نظر بازم و میگویم فاش
تا بدانی که بچندین هنر اراسته ام
شرمم از خرقه الوده خود می اید
که برو وصله بصد شعبده پیراسته ام
خوش بسوز زا غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمر بسته و برخاسته ام

  Hamid wrote @

سلام؛
اين طرحت به نظرم بي‌نظير بود :wink:

  MR.x wrote @

گفتم كه غم تو دارم گفتا كه غمت سر آيد
……….

  Ali wrote @

خوشمان آمد علی جان . چه می کنی این روز ها . زندگی خوش میگذره یا هنوز تو بغضی ؟ :)


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>