نِت نوشت

یادداشت های درهم علی پوربافرانی

بایگانیِ بی ربط

چرا ؟

چرا وقتی دل میگیره … بارون هم هوس گرفتن میکنه … حالا فکرشو بکنید اگه بغضت هم بگیره … دیگه … !!!

ای … !

حرف هام این بار هیچ کدوم بدرد نوشتن نمی خوره !
همین !


گفتم ای عشق بیا تا که بسازی مارا
یا نه ویرانه کنی ساخته ی دنیا را
گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
که به تشویش سپردی شب عاشق ها را
حیف از امروز که بی عشق شب آمد ای عشق
کاش خورشید تو آغاز کند فردا را

پ ن: کی میدونه کیه … از کجا میاد … چی کار میکنه … !
بعد نوشت: اینو دیدم گفتم بزارم … شاید بی ربط نباشه !

در و دیوار

به در می گم دیوار التفات کنه و ما رو مورد عنایت خودش قرار بده … 😉
آخه مرد حسابی … چی به تو بگم ؟ چی بگم بهت تا حالیت بشه ؟ چه جوری شیرفهمت کنم که …
ای بابا … صغرا کبری می چینم الکی ! … ببین … دلت خوشه که بنده ی خوب خدایی … دلت خوشه همه ی امیدت به اونه ؟ آره همون بهتر که دلخوشیت این باشه !
اولا من هیچ ادعایی نمی کنم … هیچ ادعایی نمی کنم که عارف زاده هستم و توی سیر و سولوک برای خودم عَلَمی هستم … هیچ وقت هم این اجازه رو به خودم نمیدم …
اما دلم نمیاد اینو بهت نگم …
چون میدونم اگه اینو بدونی هم برای خودت بهتره … هم برای خودت !
همش یه جملس ! برای اتصال توی شبهای قدر هم همچین مکفیه !
اگه میخوایی بدونی باید از خدا چی بخواهی و باید چه جور بنده ای باشی … مدام برای ازدیاد اعتماد بنفس کارای خوبی که یه بار یه هویی از دستت در رفته رو به رخ خدا نکش ! … درسته ، اعتماد بنفس خوبی به آدم میده … حتی باعث میشه بدونی و بتونی که بهتر باشی … !
اما از من میشنوی این چند شبه … حداقل این حدود یه هفته تا آخر ماه رمضون رو ببین بنده های واقعیه خدا چجورین .. ببین چی کارا می کنن … و …
بعدش خودت رو با اونها مقایسه کن و ببین که چقد نه … چند فرسخ ازشون جا موندی !
همه این ها رو گفتم که بگم … تو بندگی خدا بیایین همیشه خودمونو با بهترین ها مقایسه کنیم و راه درست رو بریم … نه اینکه با بدترین ها بسنجیم و همون ارزش کارای خوب رو هدر بدیم !
خلاصه … همین 😐
پ ن1: اون بالا هم عرض کردم که … «به در می گم دیوار التفات کنه و ما رو مورد عنایت خودش قرار بده …»
پ ن2: درصد یا دقیقترش دُز گیجیم درصدش رفته بالا … تو هفته ی گذشته هم کیف جیبیم رو گم کردم هم دسته کلیدمو 😦
پ ن3: یه بابایی رو دیدم خیلی می خواست سر یکی منت بزاره و بهش حال بده که جواب sms مناسبتی (همین sms های تبریک و تسلیت وتهنیت و التماس دعا …:D ) شو بده … این رو براش فوروارد می کرد !

Motaghabelan :))

اندر آداب بازاریابی !

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن» به این میگن بازاریابی مستقیم* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش ادامهٔ مطلب »

جائی میان آن ستاره ها

اگر من گلی را بشناسم که تو همه دنیا تک است و جز تو اخترک خودم هیچ جای دیگر پیدا نمیشه و ممکن است یک روز صبح یک بره کوچولو، مفت و مسلم، بی اینکه بفهمد چی کار دارد می کند به یک ضرب پاک از میان ببردش چی؟ یعنی این هم هیچ اهمیتی ندارد؟ اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرور ها و کرور ها ستاره فقط یک دانه ازش هست واسه احساس خوشبختی همین قدر بس است که نگاهی به آن همه ستاره بیندازد و با خودش بگوید:»گل من جائی میان آن ستاره هاست»، اما اگر بره گل را بخورد برایش مثل این است که یکهو تمام آن ستاره ها پتی کنند و خاموش بشوند. یعنی این هم هیچ اهمیتی ندارد ؟

پ ن : شهریار کوچولو ، آنتوان دو سن تگزوپه ری، برگردان احمد شاملو، صفحه 31

دیگر تمام شده !

دیگر راه نمی روم،
دیگر قدم زدنم نمی آید !
صدای پایم را هم نای شنیدن نیست !

رو به آسمان مسیرم بود اما،
اینجا سرد و تاریک است …

دیگر نگاه نمی کنم،
دیگر پلک هم نمی زنم،
دیگر حتی چشمانم زمین را نمی ساید، سنگ ها را جابجا نمی کند!

دیگر نمی خوام،
نمی خوام پرواز کنم !
دیگر برای آب تنی له له نمی زنم.
دیگر اشکم تمام شده !

پ ن 1: فقط همینم مونده بود که یه چیزی بگم شبیه شعر !
پ ن 2: قالیچه های مادرم تموم شد … چه قرار ها که برای اونها نداشتیم ! [+][+]

پر کن پیاله را !

دیروز بعد از مدتها یه سر به یکی از رفقام زدم٬ گوشیش رو میز بود … خودش طبق معمول حسابی مشغول کار بود٬از روی بیکاری گوشیشو برداشتم تا یه دوری تو بزنم .
دیدم توی صفحه اول برای خودش نوشته !

من خوشبختم… موفقم … همه چیز باب میلمه !

مث روز برام روشنه که توی زندگیش نه احساس خوشبختی میکنه٬ نه موفقیت رو جایی حس کرده !
این دو مورد هم برای باب میل نبودن کافیه ! … نیست ؟

پ ن ۱: خدایی به اوضاع خودم امیدوار شدم !
پ ن ۲: از خوب فکر کردن بدم اومده ! … چقد به خودم دروغ بگم ؟
پ ن ۳: روانشناسی چیز کثیفیه … به راحتی آدم رو وادار میکنه به خودش دروغ بگه … دیگرون که سهله.
پ ن ۴: دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد ! … پر کن پیاله را !