نِت نوشت

یادداشت های درهم علی پوربافرانی

بایگانیِ شعر

آتش دل

آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی
عـمـــر مــن مـرگیـســت نـامــش زنــدگــانـــی

رحمتــی کــن کــز غـمــت جـــان مـی‌سپـــارم
بـیـــش از ایـن مـن طـاقــــت هــجـــران نــدارم

کـی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری
شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانـــی
عطــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی

نــا پـسـنـــدیــــــده بــــود دل شـکــســتــــــن
رشـتــــــه‌ی الـفــــت و یـــاری گـســســتـــــن

کــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری؟
می‌فکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم

گـــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد
نـــــــاز هـــــم بـــــر دل مـــــن انـــــــدازه دارد

حـیــــفُ گــر تـرحمــی نمی‌کنـی بر حــال زارم
جـز دمـی کـه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم

دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی به‌رحمــت امـا
آن زمان کـه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم

دانلود تصنیف « آتشی در سینه دارم جاودانی »
دانلود تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی
44 kHz – 128kbps stereo – 2.51 MB

پ ن1: منبع : وبلاگ همایون شجریان
پ ن2: اصلا نوشتنم نمیاد ! خسته ام ! دارم به زور خودمو تحمل می کنم !
پ ن 3: دم سحر پسر عمه ام اومده بود سراغ بنزین بگیره … بنده خدا میخواست بره مشهد بنزین می خواست ! الان بهش sms می دم بگم اگه حتی برای بنزین لخت هم بشی تنها اتفاقی که میفته اینه که بازداشت میشی ! 😀
پ ن4: آخرین نگاه پیش از غلطیدن در گور جمعی …. !

حسرت می چشم !

گاهی اوقات خنده ام میگیره …
گاهی حسرت خوردن عادتم میشه

گاهی، می خوام داد بزنم …

گاهی برای خودم متاسف می شم …
گاهی … گاهی گریه می کنم …
اما اکثر اوقات از این گاه گاه ها متنفر میشم … از این بابت که داره لحظه لحظه ام رو از بین می بره و … حسرتشونو به دلم می ذاره.

پ ن 1: شاعر برای این جور مواقع خوب گفته که :
من اینجا کنار این همه زیبایی
و تو تنهایی
دلم برای تنهایی تو می سوزد
و خود آشفته ام از این خوشگذرانی
با من باش
با من بیا و بمان
که من بدون تو …
به روزگار …
تلخ
سرد
اندوه وار
فقط نگاه می کنم …
پ ن 2:

رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم
365 حسرت را همچنان می کشم به دنبالم
قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم
یک نفر از غبار می آید … مژده ی تازه ی تو تکراریست
یک نفر از غبار آمد و زد … زخم های همیشه بر بالم

دیگر تمام شده !

دیگر راه نمی روم،
دیگر قدم زدنم نمی آید !
صدای پایم را هم نای شنیدن نیست !

رو به آسمان مسیرم بود اما،
اینجا سرد و تاریک است …

دیگر نگاه نمی کنم،
دیگر پلک هم نمی زنم،
دیگر حتی چشمانم زمین را نمی ساید، سنگ ها را جابجا نمی کند!

دیگر نمی خوام،
نمی خوام پرواز کنم !
دیگر برای آب تنی له له نمی زنم.
دیگر اشکم تمام شده !

پ ن 1: فقط همینم مونده بود که یه چیزی بگم شبیه شعر !
پ ن 2: قالیچه های مادرم تموم شد … چه قرار ها که برای اونها نداشتیم ! [+][+]

می روم !

آرامش !

یکی می گفت: «آقا گشتم نبود … نگرد … نیست.»
امروز داشتم با خودم تصور می کردم آرامش الان توی این دنیای کوچیکی که خیلی بزرگ به نظر میرسه چه رنگیه … نگاه آسمون کردم … دیدم سفیده ِ، آرامش میده … اما آرامش سفید نیست !
بازم تصور کردم …
گفتم اگه یه پیر مرد بودم گه تو حیاط خونم یه باغچه ی کوچولو داشتمو صبحها بعد از یه نمه دوویدن خودمو تا ظهر باهاش مشغول می کردم … و … دم عصر هم که میشد میرفتم پارک پیش رفقای اونجا … با هم می گفتیم و می خندیدیم … دم غروب هم با نون تازه برای شام ِ حاضری می رفتم خونه، شبها هم پای صدای رادیو، قلم به دست خوابم می رفت …
حتما به این می گن آرامش دیگه … !
نه … !
راستش نمی تونم خودمو گول بزنم … اینم آرامش نیست !
پس چیه این !

پس از مدت ها یه مقدار طرحیدم !
به نظر خودم خیلی قشنگ شد، شما رو نمی دونم !

نه سکوتی، نه صدایی، نه رهی، نه ردپایی،
توی این هوای دلگیر، من اسیرم، تو رهایی !

نه سکوتی، نه صدایی، نه رهی، نه ردپایی، توی این هوای دلگیر، من اسیرم، تو رهایی !

برای خاطر دوست داشتن

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستهام دوست میدارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم

پ ن ۱ : حتما اگه مثل من و خیلی های دیگه سریال مدار صفر درجه رو می بینید این شعر رو که حبیب ( شهاب حسینی ) تو زندان فریاد می کشید نظرتون رو جلب کرده … من که برام خیلی جالب بود … ( توی اون لحظه ی فوق درام که مخصوصا . . . )
پ ن ۲ : برای اطلاعات بیشتر راجع به خود شعر و شاعر به اینجا مراجعه کنید.
پ ن ۳ : خيلي بهترم !  همه چيزو سپردم به خدا … جون پيداش كردم … همون جايي بود كه آريانا گفته بود !

نازی ناز کن که نازت …

نازی ناز کن که نازت یه سرو نازه …
نازی ناز کن که دلم پر از نیازه …
شب آتیش بازیه چشمای تو یادم نمیره …
هر غم پنهون تو یه دنیا رازه …
نازی چون،
باغت آبادشه، خورشیدت گرم …
کبکای مست غرورت سینشون نرم …
نقش تو ،
نقش یه پیچک توی چشم انداز ایوون …
من نسیم پاییزم ، دلم پر از شرم …
منو با تنهاییام تنها بزار دلم گرفته..
روزای آفتابی روم نیار دلم گرفته…
نقش من، نقش یه گلدون شکستس
بی گلا آب برای موندن توی ایوون بهار …
دلم گرفته …

پ ن 1 : لینک برای دانلود کامل نازی ناز کن  primeupload  rapidshare  megaupload
پ ن 2 : چقدر پی نوشت نوشتن اونم تو نِت نوشت حال میده … هر چی میخواهی رو الحاق می کنی !
پ ن 3 : نمیدونم آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو گوش دادین یا نه … نمیدونم چه فکری کرده … خودش کارای خودشو ریمیکس کرده … تروخدا آخه یکی نیست بگه پیر مرد تو رو چه به این کارا … یکی از رفقا پیش بینی می کرد برای آلبوم بعدیش احتمالا دو سه تا آهنگ رپ هم می خونه !!!